بیستون کندن فرهاد نه کاریست بزرگ
عشق شیرین به سر هر که زند کوهکن است
یا
بیستون را عشق کندو شهرتش فرهاد برد
سلام دوستان گرام از این که من هم به دنیای وبلاگا اومدم خوشحالم
واسه این اسم وبلاگم رو گذاشتم بیستون که که تکنولوزی امروزی چیزی از گذشته ی پر افتخارمون کم نکنه
خیلی وقت نیست دارم یه چیزاییی تحت عنوان شعر میدم بیرون که البته شعر نیست ولی با کمک شما شاید بتونه شعر بشه خوب پس کمکم کنید
قناری
با دلم سازش کنید ار اینچنین وا مانده است
عاشقان کاری کنید اینجا کسی جا مانده است
این قناری در فقس با این صدای خسته اش
روزگاری داشت روزی گرچه اینجا مانده است
آرزو هایش همه در عاشقی بر باد رفت
حال و روزش را ببین تنهای تنها مانده است
جغد ویرانی دلم را با ملامت ها گذاشت
جغد بد نامی چرا در خانه ما مانده است
تا بنمالد این دلم در ماتم دوری دوست
داغ دوری در دل من تا کجا ها مانده است